معين الدين نطنزى
83
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
7 طبقهء اروغ جقطاى « 1 » بيست و چهار نفراند [ و مدت سلطنت ايشان صد و شصت و يك سال بوده ] و پسر بزرگتر او مواتوكان را در حصار باميان تير رسيد و به واسطهء آن قتلعام رفت ، چنانچه وحوش و طيور آن نواحى را كشتند و موشان را از زمين بيرون آوردند و بكشتند ، و باميان را ماوقورغان ، يعنى شهر بدنام كردند . و به حكم وصيت جنكز خان ، قراهلاكو را ولىعهد او كردند و همچنين بر سبيل تفصيل تا ديرى سلطنت در اولاد او بماند . و چون بوزان مجموع پادشاهزادگان را بكشت ، و بعد از او قزان سلطان نيز بر همين سنت عمل كر [ د ] ، امير قزاغان « 2 » بر او خروج كرد و دانشمنجه « 3 » را پادشاه ساخت . از اروغ اوكداى قاآن بود ، و به بهانهء آنكه از نسل جغطاى است بكشت ، و بيان قولى را پادشاه ساخت ، و او را نيز پسر او عبد اللّه بكشت . بعد از بيان قولى خان كسى از نسل جغطاى در ماوراء النهر به استقلال سلطنت نكرد . اگرچه پا [ د ] شاه تغلق تمور به ماوراء النهر آمد و الياس خواجه اغلان را در آنجا گذاشت ، فامّا استقلالى نيافتند و سلطنت به امارت مبدل شد . كيفيت احوال پادشاه تغلق تمور در ذكر امراء ماوراء النهر ذكر خواهد رفت . جمعى كه از نسل جغطاى در مغولستان حكومت كردهاند بر سبيل اجمال ايمائى مىرود .
--> ( 1 ) . اين اسم به صورت : جغطاى ، جغتاى نيز آمده است . ( 2 ) . ضبط ديگر اين واژه : قزاغن ، و قزغن است . ( 3 ) . صورت ديگر : دانشمندجه .